یادداشتی از میثم صمدی خوشخو

سازمان های آینده و توسعه کسب و کار

آینده چیزی نیست که برای ما اتفاق بیفتد، پدیده ای است که ما آن را خلق می کنیم. همانطور که زمان پیش می رود، این مهم آشکار تر می گردد که پدیده جهانی سازی و جهانی شدن بسرعت در حال رخ دادن است و نمی توان در برابر آن مقاومت کرد.

سازمان های آینده و توسعه کسب و کار
گزارش خبر - توسعه کسب و کار در سازمان ها

به گزارش خبر، "میثم صمدی خوشخو" در تحلیل ارسالی به پایگاه خبری گزارش خبر  در خصوص سازمان های آینده و توسعه کسب و کار آن آورده است ؛

آینده چیزی نیست که برای ما اتفاق بیفتد، پدیده ای است که ما آن را خلق می کنیم. همانطور که زمان پیش می رود، این مهم آشکار تر می گردد که پدیده جهانی سازی و جهانی شدن بسرعت در حال رخ دادن است و نمی توان در برابر آن مقاومت کرد. یعنی در دنیای امروز همه افراد در هر کجای دنیا به هرگونه اطلاعاتی که میخواهند دسترسی دارند. پدیده تغییرات در کل دنیا در حال رخ دادن است بطوری که حتی دولت ها هم نمی توانند در برابر آن بایستند و سازمان هایی که بطور سنتی عمل می کنند را نجات دهند. واضح است در روان سازمان ها هم تغییر نگرش ایجاد کرده است و سبب شده سیستم های جدید از خرد جمعی استفاده کنند. باید توجه داشته باشیم که در طبقه بندی های جدید زن و مرد مهم نیستند باهوش ترین ها، مغز ها و با احساس ها کرسی ها را می گیرند. فرد مهم نیست بلکه کارایی جمعی حرف اول را می زند. بنابراین سازمان های آینده از طریق تضاد های درون خود به تعالی خواهند رسید نه صرفا" با نیرو های همگرا. این نوع سازمان ها به توسعه خودآگاهی فکر می کنند. بطور مثال میدانیم سازمان های خلاق برون گرا هستند که اساس آنها را فروشندگان بنا نهاده اند. آنها در رفتار با مشتری عالی هستند ولی در ارائه سرویس، برنامه ریزی برای سرویس، تامین پشتیبانی دچار مشکلاتی هستند زیرا نیرو های درون گراتر که سازمان دهنده هستند به رسمیت شناخته نمی شوند و به آنها پرداخته نمی شود. در حالی که اگر خود آگاه سازمان کمی به آنها اهمیت دهد سازمان به رشد و تعالی مضاعف خواهد رسید. در دوران جدید سازمان ها به هنگ تبدیل شده اند و بر یک یا چند نفر متکی نیستند. سازمان های آینده به این باور می رسند که باید شبکه بسازیم و همه با هم بزرگ و قدرتمند شویم. آنها با آموزش های مداوم، توانمندی خلق می کنند و چرایی سازمان را الهام بخشی می نمایند. سازمان های آینده، تجربیات (experimentations) را دراختیار آیندگان می گذارند، و محل کار های متصل (connected workplace) را خلق می کنند. محیط هایی که کارکنان از هر نقطه و هر زمان، ابزار و خدمات مورد نیاز خود را برای کارآمدی بیشتر در اختیار دارند و هر لحظه در حال تحول هستند. با این نگاه در عصر طلایی کنونی می توانیم خود را از بازار جدا کنیم، یعنی یک سطح از سطح رضایت مشتری، بالاتر رویم. مدام به صحبت های مشتریان گوش فرا دهیم چون تنها آنها هستند که در راه کسب روزی و برکت به ما و سازمان ما خیر و برکت می رسانند. در دنیای واقعی (جدا از نوع کسب وکار یا شغل آدم) تنها جایگاه مهم، جایگاه اول اســت. این جایگاه به شما امکان می دهد در برابر طوفان ها مقاومتر باشید، توجه بیش تری به دست آورید، پیشرو باشید و بازار را رهبری کنید.

اگر به ویژگی سازمان های موفق دنیا توجه کنیم به سه موضوع خواهیم رسید:

1. محصول و خدماتی خلق کردند که نیاز مردم را مرتفع نماید و ارزشی بیافریند.

2. در بازاریابی و فروش محصول موفق عمل کردند.

3. استراتژی های مناسبی برای درآمد و هزینه خود داشتند.

در میان ویژگی های مذکور، بخش بازاریابی و فروش خدمات، به لحاظ اینکه مسیر ورود درآمد به سازمان است از اهمیت بالاتری برخوردار است، طوری که بزرگان فن بازاریابی، فروش را پادشاه می خوانند.

با بررسی های بعمل آمده، بنظر میرسد در 15 سال اخیر، دوره حاضر به دو دلیل بهترین دوره بازاریابی و فروش است:

1. با کمترین هزینه بواسطه مگاترند تکنولوژی می توان رویداد های بزرگ و ارتباطات گسترده رقم زد.

 2. جریان اطلاعات دگرگون و فراگیر شده است.

 سازمان های آینده با دریافت این دو موضوع، متوجه پدیده امروز دنیا یعنی مگاترندها هستند. مگاترند ها نیرو های قدرتمند وابسته به فناوری هستند که مسیر زندگی انسان ها را در سطح جهان تحت تاثیر قرار داده اند. ترند شامل خدمات و محصولاتی می شود که ارزش اقتصادی و اجتماعی بالایی در جامعه بدست آورده است. مثلاً امروزه اسنپ، دیجی کالا، آلونک، و … ترند هستند. مهمترین مگاترند در عصر حاضر تکنولوژی است. مگاترند تکنولوژی اتفاق افتاده است، به اصطلاح must-have (باید داشته باشیم) شده است. مزیت مگاترندها این است که سبک زندگی مردم را بر مبنای استراتژی توسعه و تحقیق پیش می برد. ازین رو سازمان های آینده، سازمان های دوسویه توان هستند یعنی از طرفی در مسیر رشد و تعالی قبول مسولیت می کنند و از طرف دیگر فعالیت های نظارتی را به بخش های پایین سازمانی تفویض می کنند تا بتوانند توسعه پایدار ایجاد نمایند.

پیتر دراکر (Piter Drucker) که بنیان گذار مدیریت مدرن است رشد تمامی کسب و کار ها را در دو محور خلاصه می کند:

 1: بازاریابی 2: نوآوری (تکنولوژی)

دراکر هدف همه شرکت ها و کسب و کار ها را جذب مشتری، حفظ مشتری و رضایت مشتری می داند. در دنیای امروز تکنولوژی نقش مهمی در رضایت مشتری دارد. دراکر معتقد است ارائه خدمات برای بار دوم مهمترین فروش یک کسب و کار است. یعنی مشتری بر اساس رضایت از دریافت خدمت اول اقدام به خرید دوم کرده و نشان میدهد که ما در بخش فروش و بازاریابی رابطه محور (Relationship Approach) بوده ایم.

برای رابطه محور بودن بازاریابی، اصول ذیل را باید رعایت کرد:

1. اعتماد سازی: نقش چسب رابطه را دارد، در تقویت برند سازمان موثر است، زیاد قول ندهید و اگر قول دادید عمل کنید.

2. ایجاد پیوند: مشتری متوجه این موضوع بشود که مشتری نیست، شریک ماست و اهداف مشترکی داریم.

3. همدلی: باید در استراتژی های تدوین شده، خود را جای مشتری بگذاریم. با مشتری پیوند عاطفی برقرار کنیم و در فراز و نشیب اتفاقات مالی در کنار مشتری باشیم. چرا که توجه اساسی مشتریان به قیمت نیست بلکه به احساس خوب است.

4. تعامل : روابط متقابل ایجاد کنیم.

لحاظ نمودن موارد بالا از مشتریان یک سازمان، مشتری-وکیل «Advocacy» می سازد. این موضوع به این دلیل حائز اهمیت است که "مشتری-وکیل" در مکان و زمان هایی که پرسنل سازمان حضور ندارند، نقش وکیل مدافع و حامی سازمان را ایفا می کند. اگر نگاه تخصصی داشته باشیم، متوجه این موضوع می شویم، تمامی مشتریان در مسیر ثروتمند شدن سازمان قدم می گذارند، بنابراین وظیفه پرسنل سازمان ها، تنها هموارسازی مسیر ورود مشتریان و درگیر کردن بیشتر آنها با محصولات و خدمات ارائه شده است. اگر مشتریان به خوبی شناسایی شوند و روی ارزش طول عمر ارتباط آنان با سازمان تمرکز نماییم، سود و منفعت زیادی در مسیر طول عمر ارتباط مشتری نصیب سازمان ها خواهد شد.

بنابراین سازمان های آینده با خود آگاه های جمعی اداره می شوند. عمل ها و عکس العمل های سازمانی آنها در برابر چالش های واحد، موفقیتشان را رقم میزند، از این رو پیروزی های سازمانی آنها در گرو تصمیم گیری های سازمانی است. لذا تلاش کنیم و به این باور برسیم در زمینه جذب مشتری بجای ابزار سود، مسائل نادیدنی مانند "احترام" را ملاک عمل قرار دهیم. شبکه سازی کنیم و مشتریان را با طیف محصولات متنوع سازمان بیشتر درگیر کنیم (Involve)  تا در نهایت این جمله در ذهن مشتری نقش بندد که برای سازمان "هر مشتری، یک محصول است".

منابع انگلیسی:

1. Jacob Morgan (Everything you do is marketing)

2. Grant Cardone (You Aren't Selling Because You Aren't Marketing)

3. Piter Drucker (Concept of the corporation)

منابع فارسی:

1. دکتر محمود محمدیان، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی (تصمیمات درست و غلط در بازاریابی)

2. محمد مهدی ربانی، موسس پلتفرم آموزشی ویدان (استراتژی های افزایش فروش)

3. دکتر محمد رضا عمرانی، مدیر گروه الیت (بازاریابی در رسانه های اجتماعی)

4. عدنان موسی پور، رئیس اتاق بازرگانی ایران و قطر (راه های ورود به کسب وکار)

5. شاهین فاطمی، مدیر عامل چرم درسا (برند های آینده)

6. بابک بادکوبه، مدیر آژانس تبلیغاتی بادکوبه (برندسازی و تبلیغات)