یادداشتی از حسین براتی پژوهشگر مسائل مذهبی؛

توطئه اسلام هراسی واسلام ستیزی و اینک حجاب ستیزی

منظورازاسلام هراسی واسلام ستیزی یعنی ترس،نفرت یا تبعیض علیه دین مبین اسلام یا مسلمانان به طورکلی است به ویژه هنگامی که یک منبع تروریسم تلقی می‌شود.

توطئه اسلام هراسی واسلام ستیزی و اینک حجاب ستیزی
توطئه اسلام هراسی واسلام ستیزی و اینک حجاب ستیزی

به گزارش خبر، حسین براتی کارشناس مذهبی  با ارسال یادداشتی با عنوان "توطئه اسلام هراسی واسلام ستیزی و اینک حجاب ستیزی"  به  پایگاه خبری گزارش خبر آورده است:

منظورازاسلام هراسی واسلام ستیزی یعنی ترس،نفرت یا تبعیض علیه دین مبین اسلام یا مسلمانان به طورکلی است به ویژه هنگامی که یک منبع تروریسم تلقی می‌شود.

جدال درباره این واژه همچنان موردبحث است برخی ازمحققین اسلام هراسی را بیگانه هراسی یا نژادپرستی میدانند،هرچند اسلام هراسی از اصلاحات تازه ای است که به طورخاص درزمینه رابطه اسلام و تفکرغرب تداوم یافته است و به پدیده پیش داوری یا تبعیض  علیه اسلام ومسلمانان گفته می شود.

ولی مساله جدیدی نیست چراکه ظهور اسلام بااین پدیده توامان بوده است، در صدر اسلام همواره مخالفان و معاندانی وجود داشته اندکه به علت به خطرافتادن منافعشان  به ستیز با اسلام برمی خاستند، و با جدیت و شدت به گونه ای عمل می‌کردند که ماهیت این دین مبین و مقاصدش را به گونه ای تعریف  نمایند که رغبت ها را بزداید وعقول را از توجه به احکام آن منصرف نماید، بانگاهی دقیق تر به رابطه اسلام و تفکرغرب می‌توان پیشینه تاریخی این مفهوم رادر ستیزه های مداوم این دوتمدن فرهنگی یافت.

هرچند در تکامل این دو تمدن نقاطی ازتعامل نیز  وجود داشته اما قسمت غالب تعاملات براساس تعارض وپایه بی اعتمادی طرفین بوده است.

پدیده اسلام هراسی و اسلام ستیزی ریشه درتاریخ اروپا و به ویژه جنگ های صلیبی دارد. به طورمثال یکی از مصادیق عینی اسلام هراسی برخورد اروپاییان با مسلمانان دراندلس از قرن  دوم  تا هفتم هجری به اهدف اخراجششان ازاسپانیا است.

حاکمان غربی تلاش دارند باتکیه برراهبرد اسلام هراسی، بزرگترین وجدی ترین مانع بر سرراه روند جهانی سازی و استیلای همه جانبه  برجهان یعنی خودآگاهی دینی، بازیابی هویت دینی را ازمیان بردارند و مانع تعمیق و نهادینه شدن آن درجوامع اسلامی وغربی شوند اما غرب بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی دروضعیت پدافندی قرارگرفته راهبرد غرب هم برای مبارزه با نمادهای دینی به ویژه حجاب یک رفتار واکنشی درمقابل روند افزایش گرایش به معنویت و دین درجوامع غربی و نهادینه شدن پوشش اسلامی درایران و برخی کشورهای اسلامی است.

دریک نگاه روندشناسی در می‌یابیم که در دهه دوم انقلاب اسلامی به دلایل مختلف پروژه هویت زدایی و هنجارشکنی در موضوع عفاف و حجاب در دستورکار قرار می‌گیرد و این پدیده از مقوله اسلام هراسی و حجاب هراسی که در غرب کلید زده شد و با طرح حقوق زنان و آزادی‌های اجتماعی آن‌ها در برخی رسانه‌ها و تریبون‌ها آغازشد.

 فرایند نهادینه شدن حجاب به‌عنوان نمادی دینی، اجتماعی و سیاسی، جامعه را مورد هجمه قرار داد و امروز با عنوان حجاب اجباری که مهندسی معکوس راهبرد کشف حجاب اجباری رضاخانی است، تلاش دارند با تبدیل یک موضوع اجتماعی و هویتی به مسئله سیاسی، درجامعه دوگانه طرفداران حجاب و مخالفان حجاب را به عنوان یک ابرپروژه تعریف کنند. در این میان دولت را به عنوان عامل اصلی منازعات اجتماعی و عامل تفرقه و زایل‌کننده وحدت ملی معرفی کنند.

ازآنجایی که در سناریوی غرب جمهوری اسلامی به عنوان محور گفتمان دینی و مصداق عینی جامعه‌ای که موضوع حجاب به عنوان یک مسئله هویتی درآن نهادینه شده است، تلاش دارد با محاصره روانی دولت و ملت، زمینه تغییر وجابه‌جایی نظام ارزشی و هویتی را درآن ازطریق تبدیل موضوع حجاب به یک مطالبه فراگیر فراهم کند.

ایران از دیدگاه غرب یک هجمه تمدنی کشنده به تمدن و هویت لیبرالیسم داشته و هویت غربی را در معرض مخاطره جدی قرار داده است. برای همین تنها راه مقابله با این پدیده هویتی، خاموش کردن موتور جریان آفندی علیه نظام هویتی غرب تعریف شده است. این مهم اتفاق نمی‌افتد مگر اینکه یک راهبرد پدافندی و آفندی قدرتمند را علیه بنیاد‌ها و نماد‌های هویتی نهادینه شده اسلامی در جامعه ایران طراحی و اجرا کند.

فراتحلیل مواضع دولتمردان، اندیشکده‌ها و رسانه‌های غربی و اذناب آن‌ها درداخل درچند ماه گذشته این فرضیه را که مسئله هجمه به حجاب یک پروژه دقیق طراحی شده است که در واکنش به روند فزاینده گرایش به اسلام و حجاب در جوامع غربی برنامه ریزی شده است، تردید باقی نمی‌گذارد.

 این رفتاری مستأصلانه برای کند کردن فرایند تغییرهویت لیبرالی درجوامع غربی است.

 البته این طراحی با تمام نگرانی‌ها و خسارت‌هایی که دربخش‌هایی از جامعه زنان در ایران و جهان اسلام در پی خواهد داشت، اولاً یک اقدام واکنشی و از روی استیصال است؛ ثانیاً به دلیل اینکه حجاب در ایران به عنوان یک موضوع هویتی، فرایند نهادینه شدن را پشت سرگذاشته است، از ظرفیت لازم برای تولید آنتی تز برخوردارنیست. ثالثاً رفتار مخالفان از منطق محکمی برخوردار نیست و به دلیل ماهیت ضد قانونی و عرفی آن ظرفیت کافی برای تبدیل شدن به یک اپیدمی اجتماعی ندارد. رابعاً مدافعان حجاب درجوامع غربی نیز به عکس اقلیت طرفدار بی حجابی، هم از منطق محکمی برخوردارند و هم وضعیت با ثبات تری دارند، چراکه رفتار آن در دفاع ازحجاب عقیدتی است که نوعی خیزش علیه یک منطق تجربه شده در چند قرن گذشته است، اما اقلیت مخالف حجاب در ایران به دلیل رفتار و اغراض سیاسی پایداری و قدرت لازم برای تبدیل شدن به یک جریان را ندارد.

از این رو رفتار پدافندی غرب فرصتی تاریخی دراختیار مدافعان حجاب و عفاف قرار داده است که با تشدید برنامه‌های تبیینی، ترویجی، منطقی و معقول نظام‌مند در ارتباط با فلسفه حجاب و فلسفه مخالفت غرب با آن، این منازعه تاریخی را به نفع خود مدیریت کنند. ایران ظرفیت این را دارد که نبرد میان تمدنی را با یاری گرفتن از تجربه موفقیت آمیز نبرد‌های سیاسی و نظامی در مواجهه با غرب، صفحه پازل پیروزی‌های خود در نبرد هویتی با محوریت حجاب و عفاف را تکمیل کند و نقطه تهاجمی نبرد و جدل برسر این مسئله را در میان زنان خسته از نظام ارزشی لیبرالی متمرکز کند و موتور این ماشین فرسوده تولید بردگی زنان را با کمک ظرفیت‌های مشتاق ر‌هایی درغرب، خاموش کند.

درمورداسلام ستیزی واسلام هراسی رهبرمعظم انقلاب حضرت امام خامنه ای(حفظ الله) نکات بسیارمفهومی وعالی فرمودند که اگر سخنان ایشان راسرلوحه قراردهیم درمسیرمبارزه  باپدیده اسلام ستیزی غرب موفق خواهیم بود.

ازجمله مهمترین بیانات ایشان دراین خصوص دردیدار بامسئولان نظام وسفرای کشورهای اسلامی درسال ۱۳۹۵بود که فرمودند:

امروزه جزو سیاستهای قطعی دولت آمریکا و دولتهای همراه با او اسلام ستیزی است، ایران ستیزی است، شیعه ستیزی است، اینجوری دارند حرکت می کنند.  این سیاست قطعی آنها است. وقتی ملتها غافل باشند، آنها پیش میروند ؛ وقتی ملتها بیدار باشند،  در مقابل آنها مانع  ایجاد میشود؛ آن وقت عصبانی میشوند و داد میکشند که چرا شما در منطقه ی غرب آسیا حضور دارید، چرا نمی گذارید ما کار خودمان را انجام بدهیم.  دیروز پریروز سخنگویان آمریکا اعلام کردند که مخالف ایران  با سیاستهای آمریکا در منطقه غرب آسیا - که آنها به آن می گویند خاورمیانه - موجب می شود که ما ایران را مثلا تحریم کنیم یا با ایران مقابله کنیم.